|
انجمن قلم افغانستان در همكاري با كميسون مستقل حقوق بشر افغانستان مي خواهد اين سيمينار به روز هاي پانزدهم و شانزدهم عقرب سال جاري خورشيدي (1386) در هوتل انصاف راه اندازي مي شود. در اين سيمينار علاوه بر شخصيت هاي فرهنگي شهر كابل، شماري از نويسنده گان و علاقمندان مولانا از ولايات كشور نيز دعوت شده اند. قرار است كه در سه جلسه علمي اين سيمينار دست كم بيست مقاله پژوهشي در پيوند به كرامت انساني در انديشه هاي مولانا خوانده شود. انجمن قلم با راه اندازي اين سيمينار اين فرصت را پديد آورده است تا پژوهشگران كشور از اين جهت انديشه هاي مولانا را مورد پژوهش قرار دهند. قرار است كه مقاله هاي خوانده شده در سيمينار بعداً به گونهءكتاب به نشر برسد. سازمان ملل متحد سال 2007 ميلادي را به نام سال مولانا نامگذاري كرده است. به همين مناسبت تا هم اكنون رشته سيمينار ها، گردهم آيي و بحث هايي در پيوند به ابعاد گوناگون انديشهء و شعر مولانا در كشور هاي گوناگون جهان راه اندازي شده است.
انجمن قلم افغانستان انتظار دارد تا پژوهشگران كشور به اين بهانهء ميمون دامنهء پژوهشهاي خويش را در پيوند به معرفي بيشتر مولانا گسترش دهند. مولانا جلال الدين محمد بلخي به سال 604 قمري در شهر بلخ ديده به جهان گشود، هنوز دوازده ساله بود كه پدرش به سبب اختلافاتي كه با سلطان محمد خوارزم شاه داشت و يا هم به سبب خطر هجوم چنگيز به قلمرو خوارزمشاه كه بلخ بخشي از آن بود، سرزمين خويش را ترك كرد. بهأ والدين پدر مولانا پس از زيارت خانهء خدا چند سالي در لارنده زنده گي كرد و سر انجام به شهر قونيه رفت و در همانجا خرقه تهي كرد. مولانا هنگام خاموشي پدر 24 سال داشت و پس از ديدارش با شمس در 39 ساله گي به شعر و شاعري روي آورد كه امروزه مثنوي معنوي و ديوان شمس كران تا كران جهان را تسخير كرده است. |

دوستان فرهیخته!
در برنامهء خوانش شعر «وهاب مجیر» و «مژگان شفا»
به ساعت 4 عصر روز پنجشنبه 18 اسد 1386
در انجمن قلم چشم در راه تان هستیم.
نشانی: سرک سوم قلعهء فتح الله، انجمن قلم افغانستان
شمارهء تماس: 0700543500

عصر روز پنج شنبه 11/5/1386 انجمن قلم افغانستان میزبان سید ضیاء قاسمی و محبوبه ابراهیمی دو شاعر شهیر کشور بود. این زوج جوان هنری تجربه های ارزشمندی را در زمینهء شعر دارند.
در این برنامهء ادبی شماری زیادی از هواداران شعر و ادب برای شنیدن صدای گرم این زوج شاعر گرد هم آمده بودند.
سید ضیاء قاسمی و محبوبه ابراهیمی با زمزمه های آفتابی شان عصر دل انگیزی را در چمن انجمن قلم پدید آوردند.
به تاریخ 2/4/1386 برابربا 23/ جون/ 2007 برنامهء خوانش شعر بازمحمد عابد از سوی انجمن قلم افغانستان به همکاری شبکهء جهانی تلویزیون آریانا زیر نام «عصری با عابد» برگزار گردید.
در این برنامه بازمحمد عابد شعرهایش را به خوانش گرفت و سپس به پرسش های مهمانان در پیوند به ابعاد شعر خویش پاسخ گفت.
در بخش دوم این برنامه کنسرتی جالبی از سوی بریالی ولی آوازخوان جوان کشور اجرا گردید که بیشتر آهنگ های خوانده شده از شعر های عابد ساخته شده بودند.
این برنامه به زودی از تلویزیون آریانا نشر خواهد شد.
به تاریخ 24/ جوزای/1386 برابر با 14/ جون/2007 شصتمین زادروز و بیست چهارمین سال شهادت استاد نور محمد غمجن تمیل نویسندهء شهیر ادبیات پشتو و پشه یی از سوی انجمن قلم افغانستان تجلیل گردید.
در این برنامه که با سخنرانی حاجی محمد حسن حسام آغاز گردید؛ پیام ریاست جمهوری، پیام وزارت امور سرحدات و پیام دانشگاه کابل توسط نماینده های شان خوانده شدند.
سپس محمد زمان کُلمانی، غلام صدیق شینگنگ، استاد عبدالقیوم قویم، سرمحقق عبدالله بختانی خدمتگار، شیرینه تمیل، بشیر احمد دوست، نور محمد لاهو، مینه تمیل، صفی الله فردوس، پاینده خان، اسدالله ولوالجی، استاد جهانگیر مهمند، مسجدی مالیار و داکتر هدایت الله تمیل با مقاله ها و سخنرانی های شان روی آثار و زنده گی ادبی استاد غمجن از زاویه های مختلف پرداختند.
با تأسف از طریق رسانه ها آگاهی یافتیم که در بین یک هفته پس از شهادت دوشیزه شکیبا سانگه آماج گویندهء تلویزیون خصوصی شمشاد، خبرنگار دیگری به نام ذکیه ذکی ـ گرداننده زن یک رادیوی غیردولتی در ولایت پروان ـ را از دست دادیم.
انجمن قلم افغانستان قتل شکیبا سانگه آماج و خانم ذکیه ذکی را که از سوی دشمنان انسانیت، آزادی، قانون اساسی کشور، اعلامیه جهانی حقوق بشر، موازین مقبول حقوقی بین المللی و ضد ملی در افغانستان صورت گرفته است محکوم می نماید و در ضمن خواهان پیگرد قانونی و مجازات آنها می باشد.
انجمن قلم افغانستان به ارواح پاک این روزنامه نگاران و فرهیخته گان راه آزادی و اطلاع رسانی کشور خویش درود فرستاده و به بازماندگانش صبر جمیل می خواهد.
انا لله و انا الیه راجعون
دکتر اکرم عثمان هفتادمین بهار را می نویسد!
ما نیز بهار باغبان کوچه ما را می نویسیم ، می خوانیم ومی سراییم!
روز شنبه دوم ماه جون، بزرگداشت
هفتادمین سالگی نویسنده " مرداره قول است"را به غزل می گیریم.
حضور رنگین شخصیت های علمی، ادبی وهنری معاصرما از
دیاران دور ونزدیک این مراسم را رنگین کمان باران خواهد کرد.
یاران قلم به دست از دیاران دور ونزدیک خواهند آمد
وقلم قلم شکوفه خواهند کاشت.
وعدهء ديدار: ساعت 1 روز شنبه 2 جون سال روان
در سالن کنفرانس های جمنازيم نکه
ميزبان: کلوب قلم افغانها در سويدن

عصر روز دوشنبه 7 / جوزای/ 1386 برابر با 28 / می/ 2007 انجمن قلم افغانستان میزبان حضور صمیمانهء دکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده بود.
در این برنامه بیش از 200 تن شاعر و نویسنده برای شنیدن شعر های تازهء بانو نکهت گرد هم آمده بودند.
بانو خالده فروغ با خواندن زنده گینامهء شاعر برنامه را آغاز کرد. سپس آقای محمود جعفری مسؤول بخش فارسی انجمن قلم نبشته یی را پیرامون ویژه گی های شعر دکتر نکهت ارایه نمود.
عبدالله بختانی و پرتو نادری از دیگر سخنرانان این برنامهء ادبی بودند. پس از آن دست سخن به دست حمیرا نکهت این بانوی سخن سرا قرار گرفت و برنامهء خوانش شعر زیر نام «شط آبی رهایی» آغاز شد و انجمن قلم لبریز شد از شعر های حمیرا نکهت دستگیر زاده.
دکتر حمیرا تحصیلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل تمام کرده و دکترای خود را در رشتهء ادبیات شناسی از دانشگاه صوفیه به دست آورده است.
دکتر نکهت دستگیر زاده اکنون با خانواده اش در هالند زنده گی می کند. وی در هالند رشته کاریابی و حقوق را به پایان رسانیده و در دانشگاه "اوتریخت" مشغول کار است.
دو مجموعه چاپ شده به نامهای "شطه آبی رهایی" و "غزل غریب غربت" دارد. سروده های او در دو مجموعه شعری به زبان هالندی نیز ترجمه و چاپ شده است.
کارگاه ادبی "کلمه"
انجمن قلم افغانستان در نظر دارد تا یک سلسله برنامه های آموزشی را زیر نام «کارگاه ادبی کلمه» در پنج بخش زیر راه اندازی نماید:
-
آموزش شعر
-
آموزش داستان
-
ترجمهء ادبی
-
نقد ادبی
-
پژوهش ادبی
علاقه مندان می توانند با نام نویسی در هر یک از این بخش ها حضور خود را در جامعهءادبی افغانستان مثمر ثمر سازند.
زمان نام نویسی: همه روز های رسمیِ هفته، از ساعت 9 صبح تا 5 عصر
مکان نام نویسی: قلعهء فتح الله، گذشته از مدینه بازار، کوچهء سوم دست چپ، انجمن قلم افغانستان
شماره های تماس: 0700543500 0799212775 0772017181
ای میل: afghanpen@yahoo.com
وبلاک: www.afghanpen.blogfa.com
انجمن قلم افغانستان در نظر دارد تا در جریان سال 1386 یک تعداد کتاب های ادبی (شعر، داستان و طنز) را در زبان های مختلف کشور چاپ نماید.
بناءً از همه نویسنده گان گرامی خواهشمندیم که اثر های شان را تا اخیر ماه جوزا 1386 از طریق afghanpen@yahoo.com و یا مستقیم به دفتر انجمن قلم بفرستند تا پس از ارزیابی و تأیید هیئت گزینش در چاپ آن اقدام گردد.
نشانی: سرک سوم قلعهء فتح الله، انجمن قلم افغانستان
شمارهء تماس: 0700543500
دوستان ارزشمند،
انجمن قلم افغانستان با همکاری مجتمع جامعهء مدنی افغانستان، همایش نقد کتاب طنز «کارتهء وزرا» اثر سیدعبدالقادر رحیمی را برگزار می نماید.
با تمام اشتیاق منتظر تشریف فرمایی تان هستیم.
زمان: ساعت 3 عصر روز پنج شنبه 27 ثور 1386
مکان: شهر آرا وات رو به روی زایشگاه ملالی، دفتر مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

به تاريخ 13 ثور 1386 برنامهء ياد بود و بزرگداشت از کارنامه های ادبی روانشاد محمد رازق فانی زیر نام «مسافر دشت آیینه» برگزار شد.
در این برنامه شماری زیادی از فرهنگیان، علاقه مندان و نزدیکان فانی فقید گردهم آمده بودند.
اسدالله ولوالجی، استاد حیدری وجودی، استاد حبیب الله رفیع، عبدالجمیل رمیار، محمد انور وفا سمندر، احمد ضیاء رفعت، محمد نبی صلاحی پیرامون شخصیت فرهنگی و کار نامه های ادبی محمد رازق فانی سخنرانی کردند.
سپس آقایان شهیر داریوش، هارون حکیمی، محمود جعفری، فرید حسرت و محمد آصف شعر های شان را در پیوند به درگذشت فانی به خوانش گرفتند.
اینک غزلی از استاد حیدری وجودی برای رازق فانی:
همدلِ درینه
فانی ای شاعر پاکیزه دل و پاک روان
پاسدار غزلِ نابِ نو آیینِ زمان
مهر جانمایهء خورشید صدای سبزت
جوهر ماه تمامست ترا شمعِ زبان
فانیا صور بقا هست سرود و سخنت
تازمین است و زمان است و جهان انسان
تا بود آیینهء انفس و آفاق به جا
تا بود بارقهء ماشطهء صوت و بیان
تا مسیحای سخن نور حضوری دارد
فصل گلهای معانیِ ترا نیست خزان
فانی ای هم نظر و هم دلِ درینهء ما
می توان گفت ترا محرمِ پیدای نهان
گر نهانی ز نظر در دلِ ما پیدایی
دل که روشن بود از نورِ بسیطِ ایمان
13/2/1386

دوستان گرامی،
انجمن قلم افغانستان، برنامهء بزرگداشت و یادبود از شاعر و نویسندهء زنده یاد کشور رازق فانی را برگزار می کند.
با تمام صمیمیت منتظر تان هستیم.
زمان: ساعت 4 عصر روز پنجشنبه، 13 ثور 1386 برابر با 3 می 2007
نشانی: شهر کابل، قلعهء فتح الله، گذشته از مدینه بازار سرک سوم دست چپ، دفتر انجمن قلم افغانستان
تماس: 0778879031 ــ 0799861299 ــ 0700279840

پرتونادری
فانی به جاودانه گان پیوست
وقتی شاعری خاموش می شود، واژه گان یتیم می شوند، زمزمهء زیبایی در گلوی عشق می خشکد و بامدادان آفرینش، غبار آلود می گردد.
وقتی شاعری می میرد، الهئهء شعر به ماتم می نشیند و خاوران، میلاد خورشید را ازیاد می برد.
وقتی شاعری می میرد چه دشوار لحظه یی است که خبر جانسوز خاموشی او را در می یابی، آن گونه که من خبر دردناک مرگ جاودان یاد رازق فانی را در سایت فردا خواندنم و چقدر ساده انگارانه دلم می خواست که این واقعیت تلخ را باور نکنم، اما واقعیت همین است که دیگر فانی هیچگاهی برای ما غزلی زمزمه نخواهد کرد، برای آن که مرگ غزل زنده گی او را چنان مقطعی سروده است که دیگر آن را قافیه یی نیست.
واقعیت همین است که با مرگ رازق فانی، غزل معاصر فارسی دری یکی از چاووشان بزرگ خود را از دست داده است.
خدای من شاعری که پیوسته در هوای بیرنگی و آزاده گی فریاد میزد:
همه جا دکان رنگ است، همه رنگ می فروشد
دل من به شیشه سوزد، همه سنگ می فروشد
چگونه در آن سوی آبهای غربت، رنگ سیاه مرگ، سایه ء سنگینش را بر زنده گی او فرو افگند و صدای او را با خود برد.
مرگ چشمان فانی را فرو بست ؛ اما دستان شکسته ء حقیقت هنوز در آستین است و دکانهای رنگ در هر کجا در هر کوی و برزنی همچنان گشوده و رنک فروشان کماکان نشسته بر اورنگ.
احساس می کنم که شعر ما و غزل ما سر بر زانوی غم نهاده و بر گلیم سوگ نشسته است.
سال پار بود که او را دیدم. او پس از سالیان درازی به کابل آمده بود. برناکریمی بساطی انسی در خانه اش گسترده بود و ما همه گان به دور شمع اخلاصی گرد آمده بودیم. شاید بهتر باشد بگویم که فانی خود در آن شب، شمع اخلاص ما بود.
غزل های تازه اش را خواند. غزلهای غریبش را، غزلهای را که در غربت سروده بود. اما غزل های او بوی مرگ نمی دادند.
شاد بود، مانند یک دریاچه، در دامنه ء کوهستانی، فکر می کردی که خود از کوهستانی بر گشته است، سرشار از عطر دل انگیز بنفشه های گوهی و پشتاره یی از شگوفه های بادام.
شاید این دومین دیدار من با فانی بود. نخستین بار او را در دفتر داکتر اکرم عثمان در انجمن نویسنده گان افغانستان دیده بودم، فانی در آن روزگار مسوول بخش شعر انجمن نویسنده گان افغانستان بود.
در روزگاری که درختان سلام علیک در خیابان شهر های ما خشکیده است، خاموشی شاعری که، شادمانی اش را در خوشبختی و شادمانی دیگران جستجو می کرد چقدر دشوار است:
با هر دلی که شاد شود شاد می شوم
از بند هر کی رست من آزاد می شوم
او امروز با خاموشی خود یک جهان دل را سوگوار ساخته است. او از بند این زنده گی و ازبند این سجن بزرگ تا آن سوی آزادی و جاودانگی پرگشوده ؛ ولی ما را در دام غمی فر نشانده است که نمی توان به انتهای آن رسید.
نوجوان بودم که با «ارمغانی جوانی» او آشنا آشنا شدم. ارمغان جوانی یکی از آن گزینه های شعری است که در من اثر بسیاری بر جای گذاشته است.
به دریا موجی از خود رفته یی گفت
اگر جنبش نباشد زنده گی نیست
فروغ زنده گی ازجنبش آید
چراغ مرده را تابنده گی نیست
این یکی از آن سروده های زیبای فانی است که تا خوانده ام پیوسته در ذهن و روان من بیدار بوده است. پیوسته برای من خیال انگیز بوده است. هر بار که این شعر را خوانده ام با دریا پیوند یافته ام.
وقتی کما بیش با علامه اقبال آشنا شدم در یافتم که فانی در این گزینهء شعری همزبانی هایی با آن شاعر بزرگ دارد.
فکر می کنم نوامبر سال دو هزاروشش میلادی بود. که با دوستی دریک گفتگوی تیلفونی از احوال فانی پرسیدم.
دوست برایم گفت که این روز ها در شهر واشنگتن از شخصیت فرهنگی او تجلیل به عمل می آید. خوشحال شدم که سر انجام این سنت اندک اندک در میان فرهنگیان افغانستان ریشه می گیرد که از زنده های خود نیز تجلیل کنند، اما دوست بیدرنگ افزود که فکر می کنم شاید این آخرین دیدار و بدرودی باشد با فانی.
پرسیدم برای چه!
دوست در پاسخ گفت شاید فانی روز های درازی در پیش روی نداشته باشد، برای آن که او از بیماری سرطان رنج می برد.
غم سنگینی بر تمام هستی و روان من سایه افگند. آن روز ها در دانشگاه آیوا بودم. پیامی در ویب لاک او گذاشتم؛ اما پاسخی در نیافتم، شاید دیگر حوصلهء سر زدن به باغچهء نوشته ها و سروده های خود را هم نداشت.
آن شب کابل، یادم آمد که او در خانهء برنا کریمی با چه شوری شعر میخواند و با چه شور و صمیمیتی با دوستا سخن می گفت.
خطی از نگرانی در جبینش دیده نمی شد. با خود گفتم مگر این مرد تا آن گاه نمی دانسته است که چنان بیماری در جانش ریشه کرده است. یا شاید می دانست و می خواست مرگ را به سخریه بگیرد!

آثار چاپ شدهء رازق فانی:
۱) "ارمغان جوانی" (گزینه سروده ها): کابل، ۱۳۴۴
۲) "بارانه" (داستان میانه): کابل، ۱۳۶۲
۳) "پیامبر باران" (گزینه سروده ها): کابل، ۱۳۶۵
۴) "آمر بی صلاحیت" (گزینه طنزها) کابل، ۱۳۶۶
۵) "ابر و آفتاب" (گزینه سروده ها): کلیفورنیا، ۱۳۷۳
۶) "شکست شب" (گزینه سروده ها): کلیفورنیا، ۱۳۷۶
۷) "دشت آیینه و تصویر" (گزینه سروده ها): کلیفورنیا، ۱۳۸۳

به روز پنج شنبه 30/1/1386 برنامهء بررسی و پخش کتاب «یوه شپه دوه خوبونه» نوشتهء حاجی محمد حسن حُسام، از سوی انجمن قلم افغانستان برگزار شد.
در این برنامه بیش از دو صد نویسنده گرد هم آمده بودند و نویسنده گانی چون: استاد حبیب الله رفیع، اسدالله غضنفر، محمد انور وفا سمندر، نورالحبیب نثار، عبدالهادی هادی و... دیدگاه های شان را پیرامون این کتاب بیان کردند.
در پایان، اسدالله ولوالجی رییس انجمن قلم افغانستان پس از سخنرانیی، سپاسنامهء این انجمن را برای حاجی محمد حسن حُسام (پُر کارترین نویسندهء سال 1385) سپرد.
رمان گلنار و آیینه اثر استاد رهنورد زریاب ازسوی انجمن قلم افغانستان از چاپ برامد
نام كتاب: گلنار و آيينه
نويسنده: رهنورد زرياب
گونهء اثر: رمان
طرح روي جلد: ژکفر حسینی۰۷۰۰۵۴۳۵۰۰ zhakfarhosaini@yahoo.com
برگ آرا: ذبیح الله رامین
چاپ دوم: زمستان1385، انجمن قلم افغانستان، كابل
شماره گان: یک هزار نسخه
برای دسترسی به متن کامل این کتاب این جا را کلیک نمایید.
به تازگی رمانی از خالد نویسا داستان نویس افغان به نام آب و دانه از سوی انجمن قلم افغانستان از چاپ برآمد. خالد نویسا با انتشار مجموعه های داستانی «فصل پنجم» و «تصورات شبهای بلند» وارد عرصهء داستان نویسی شد. منتخبی از داستان های او به سال 2003 میلادی به زبان فرانسوی در فرانسه چاپ شده است. رمان آب و دانه در 140 صفحه و 1000 نسخه با قطع جیبی طبع گردیده است و موضوع آن مربوط می شود به اثرات خشکسالی های یک دههء اخیردر یک منطقهء فقیر نشین افغانستان. نویسنده کوشیده است رمان آب و دانه را به شیوهء متفاوت از رمان ها و داستان های افغانی بنویسد. در این رمان حوادثی در یک ولایت مرکزی افغانستان در دورهء زمامداری طالبها تعقیب می شود. رمان آب و دانه ترکیبی است از ترس و امید و گریه و خنده. نویسنده کوشیده است دریچهء جدا از سبک های معمولی نویسند گان افغان برایش باز کند. همچنانی که در اکثر داستان های نویسا خواننده گاهی می خندد و گاهی متألم میگردد در این رمان نیز طنز مخصوصی در داستان جاری می شود. به نظر می رسد که زبان آب ودانه زبان جدای از دیگر داستان های خالد نویسا باشد. در این رمان نویسنده بر نثر و روایت غالب است. در رمان آب و دانه نویسنده کوشیده است به کمک تکنیک هایی رمانش را منسجم و فشرده بسازد. این داستان را می توان یک رمان تاریخی ـ محلی گفت.

سيمينار دو روزه يي را به مناسبت سال جهاني مولانا در شهر كابل راه اندازي كند. 

